مرتضى راوندى
193
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
على اكبر دهخدا ، چاپ دوم 1352 ، ص 55 ) نقل مىشود : سؤال دوم ابو ريحان : « طايفهاى گويند كه عناصر اربعه متحركند به جانب مركز ، ولى هركدام اثقل است زودتر به مركز مىرسد ولى هريك سبكتر ، ديرتر ، طايفه ديگر گويند كه ارض و ماء متحركند به مركز و هوا و نار متحركند از مركز به محيط . قول كداميك از اين دو فرقه صحيح و مطابق واقع است ؟ جواب شيخ الرئيس : قول طايفه اول باطل و از صواب و سداد دور است چه اگر عناصر اربعه موافق قول آنها به جانب مركز حركت طبيعى نمايد از دو وجه بيرون نيست زيرا كه وصول به مركز براى آنها يا ممكن است و يا غيرممكن ؛ وجه اوّل كه وصول به مركز براى آنها ممكن باشد صحيح نيست بهواسطه اينكه سواى حركت قسرى كه از صواعق و غيره است الى الان براى احدى مشهود نيفتاد ، كه نارى از محيط ، حركت طبيعى نموده به مركز رسيده باشد . . . » در اين سؤال و جواب پرسش ابو ريحان پرسش عالم طبيعى و تجربى است كه بىباكانه مىخواهد حقايق را دريابد و از زير سلطه علم نظرى بيرون رود . جواب استاد شيخ الرئيس جواب حكيم عالم و فيلسوف است كه دنيا را از دريچهء منطق و حتّى گويى منطق ارسطو و افلاطون مشاهده مىكند . . . قرن يازدهم ميلادى ( پنجم هجرى ) درخشندهترين سدههاى علوم اسلامى و يكى از ممتازترين دورههاى فرهنگ جهان است . علم حساب و جبر و مثلثات و نجوم و مكانيك و فيزيك و شيمى و هواشناسى و طب و تاريخ و جغرافياى علمى ، همه در اين دورهء درخشان تمدن اسلامى بر پايهء بلند قرار گرفت ، دريغا كه خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود . در ميان صدها بزرگانى كه در اين قرن پديد آمدند بيرونى و ابن سينا در آسمان علم درخشندگى مخصوص دارند . . . هنوز دويست سال از زمان بيرونى و ابن سينا و خيام و فردوسى و خواجه نصير طوسى نگذشته بود كه دانشگاههاى پاريس ، آكسفورد ، كمبريج و ناپل پايهگذارى شد . . . اهل علم كشورهاى مسلمان و دوستداران فرهنگ اسلامى بايد بكوشند كه سهم گرانقدر و بلندپايهء علوم اسلامى ، در فرهنگ و نهضت علمى و صنعتى اروپا و آمريكا آشكارتر شود . . . ببينيم كدام بخش از اين معارف ، چگونه بهدست بزرگان اروپا و آمريكا رسيده و در ميان نويسندگان مغربزمين چه كسانى حق مطلب را ادا كردهاند و چه كسانى به ناروا با كمدانى ، سهم دانشمندان بزرگ اسلام را به ديگران بخشيدهاند . در بارگاه دادگسترى معرفت جهانى ، صداى اهل علم ايران و كشورهاى اسلامى و دوستداران ايشان بايد رساتر به گوش تاريخ برسد . . . البته در اين جستجوها بايد واقعبين ، و از تعصّب بر كنار بود ، بايد آن ميزان ، كه بزرگان علم جهان از فرهنگ و علوم اسلامى